تاریخچهی اختراعات و کشفیات انسان، پر از اشتباهاتی است که در نهایت آنها را به سمت ابداعات جدید هدایت کرده است. تا حدی که بسیاری از رویدادهای مهم تاریخ انسانی به دلیل اشتباهات و خطاهای مختلف شکل گرفته است. کشف آنتیبیوتیک، اختراع عکاسی و حتی دستگاه تثبیتکنندهی ضربان قلب. مطالعات آماری نشان میدهد که فعالیت مداوم و با پشتکار به بهرهوری بهتر و بیشتر ختم میشود. اما مهمتر از تداوم و پشتکار وجود خطا و اشتباه در کارها میباشد. خطا و اشتباهات باعث انحراف از مسیر اصلی نمیشود. بلکه با خارجکردن شما از منطقهی امن خودتان بیش از پیش شما را در رسیدن به ایدههای جدید و نوآوری همراه میکند. وجود خطا همانقدر در پردهبرداری از حقیقت لازم است که وجود تاریکی برای مشاهدهی نور در یک منظره.
اما مشکل اینجاست که ما به شکل طبیعی برنامهریزی شدهایم تا نسبت به خطا و اشتباهات بیتوجه باشیم. بسیاری از دانشمندان وجود اشتباه در تحقیقات خود را بخاطر اشکالی ظاهری در اجرای آن تحقیق میبینند و سعی میکنند با تغییر متغیرها نتیجهی دلخواه خود را ایجاد کنند. آنها از نقش این خطاها به عنوان ابزاری اصلاحکننده و هدایتکننده در مسیر فکری یک پژوهش بیخبر هستند. یک راهحل برای این مشکل بررسی خطاها و اشتباهات به صورت گروهی و در کنار دیگر افراد میباشد. همانطور که وجود دو دیدگاه مختلف در مواجه با تابش زمین کیهانی باعث شد که این صدا ابتدا یک نویز گوشخراش شمرده میشد، به عامل اصلی اثبات بیگبنگ تبدیل شود. تحقیقات نشان داد که وجود نظرات غلط و اشتباه در گروههای بحث منجر به تولید ایدههای خلاقتر میشود. چرا که مسیرهای نورونی جدید و مخفی را برای شرکتکنندگان میگشاید. این رویکرد در کل طبیعت نیز مشاهده میشود. جهشهای ژنتیکی، زنجیرهای از سعی و خطاهایی هستند که منجر به تولید پیچیدهترین نظام زندگی در کرهزمین شدهاند. اما نظام طبیعی به یک توازن رسیده است. توازنی که سعی و خطا نه بیش از حد رخ بدهد و نه به شکل کامل از سیستم تکثیر سلولی انسانی حذف گردد. امروزه شرکتهای بزرگ با تلاش بیوقفه برای رسیدن به یک نظام بدون اشکال در حال برهم زدن این توازن در سطح سازمانی هستند. در حالی که رویکرد استارتآپی اشتباه و خطاهای زودهنگام را تشویق میکند. چرا که در نهایت به شناخت مسیر صحیح و حرکت به سمت آن ختم میشود.
Where good idea come from | steven johnson
یه دلیل شیک برای خرابکاریهام پیدا کردم :) ولی جدا از شوخی، برای موفقیت هم همینه، از کلمهی موفقیت اصلا خوشم نمیاد. بیشتر رشد رو دوست دارم. برای رشدکردن و جلو رفتن آدم مجبوره یسری شکستها رو پر کنه. مشکل خطاکردن نیست، مشکل تکرار خطاست.


