انقدر فشار ذهنی رومه که امروز پله برقیهای مترو ولیعصر رو داشتم برعکس میرفتم. فکر میکنم مثل فیلم inception تو لایههای خواب مختلف هستم و بالاخره بیدار میشم و واقعیت رو میبینم :|
دوست دارم خواب بعدیم صاف منو از این شلوغی و ۱۸ساعت کار پرت کنه یهو کنار ساحل که یالمه بستنی و کتابم دستم باشه


