برای دیدن خونه ی جدید، با ذوق و شوق دویدم گفتم: بابا بابا این اتاق من
برگشت گفت: مگه تو هم میای؟
:|
همش اینایی که سر چهار راه وایمیسن برای بچهها کمک جمع میکنن برام آشنان
برای دیدن خونه ی جدید، با ذوق و شوق دویدم گفتم: بابا بابا این اتاق من
برگشت گفت: مگه تو هم میای؟
:|
همش اینایی که سر چهار راه وایمیسن برای بچهها کمک جمع میکنن برام آشنان