آدم یکسری چیزها را دیر پیدا میکند و بعدها از این دیر پیدا کردنها حرص میخورد. مثلا اینکه چرا من محمدرضا شعبانعلی را دیر پیدا کردم یا چرا اینترنت و دسترسی به منابع دیگر را سرسری گرفته بودم.
وبلاگهای جذاب هم همین داستانها را دارد. از همانهایی که ساعتها درونشان میگردی و میگردی و میگردی.
قبلا از نوشتههای آقای فهیم عطار در کانال گذاشته بودم، در وبلاگشان اولین نوشته خورده برای پنجم مهرماه هزار و سیصد و هشتاد و هفت.
یعنی آن موقع من سیزده سالم بود و در پی الگو گرفتن از محیط و تحمل مدرسه. اگر یک درصد ذهنم به ول چرخیدن در گوگل میرسید یا یاد گرفته بودم چطور میشود از اینترنت بهینهتر مصرف کرد شاید اوضاع خیلی متفاوتتر بود. با کارتهای شارژی اینترنت و صدای قیژ قیژ کیس به نت وصل میشد و نهایتا در ویکی پدیا چرخی میزدم برای جمع کردن مطالب مدرسه.
خیلی دوست دارم ببینم دغدغههایم آن زمان چه بود یا چرا انقدر مرتب مدرسه رفتن برایمان bold بود؟!
راستی این هم وبلاگ آقای فهیم عطار:


