نویدبخشترین ایدهها با بدیعبودن آغاز میشوند و سپس عنصری از آشنایی به این بدیعبودن اضافه میشود که اثر مواجهی صرف را تقویت میکند. به طور میانگین، پس از نقطهی آغازِ بدیع، نوعی آشنایی تزریق میشود و ایدههایی به بار میآیند که بدون قربانیکردن قوهی آفرینشگری، ۱۴درصد عملیترند.
آدام گرانت
میفرماد یه چیز خیلی جدید، برای اینکه طرفدار پیدا کنه و مردم بشناسنش نمیتونه از صفرِ صفر، جدید باشه؛ مجبوری یه چیز آشنا قاطیش کنی تا درک بشه. بازاریابها یا هرکسی که قراره ایدهتون رو بفروشن مجبورن یه چیز آشنا توش پیدا کنن. درست مثل ایدهی ساختن کارتون شیرشاه که یکم هملت قاطیش کردن.


