پذیرفتنی است که هر کس استعدادی ویژه در کار یا هنری دارد. اگر یکی شاعر است، و دیگری جبر و مثلثات میداند، آن دیگر خط را خوش مینویسد و آن یکی با چندبار قلم را بر روی کاغذ کشیدن، خانهای زیبا و دلانگیز در دشتستانی خرم به تصویر میکشد، همگی به مدد ذوق و استعداد ویژه است.
اگر شاعری را تو پیشه گرفتی
یکی نیز بگرفت خنیاگری را
آنچه شاعر را مسحور میکند، فیزیکدان را برنمیانگیزد. یکی جذب جاذبۀ زمین میشود و دیگری شیفتۀ انحنای حرف یاء در خط میرعماد قزوینی. ادیب نیشابوری را غزلی از حافظ مدهوش میکند، و ارشمیدس را کشف قوانین طبیعت. اینها همه در جای خود نیکو است؛ زیرا جهان چون چشم و خط و خال و ابرو است.
آری هیچکس استعداد فطری را کافی نمیداند، اما کسی هم نمیتواند بود و نبودش را یکسان بشمارد.
رضا بابایی | بهتر بنویسیم


