قدرت جزئیات

وقتی آدم سعی می‌کنه زندگی روزمره‌اش، هر چقدر هم بگه تکراری شده رو با جزئیات بنویسه تازه می‌فهمه چقدر چیزها هست که نمی‌دید. واقعا اولش روی مخ‌ترین کار دنیاست ولی هیچی جای اون شوق و آرامش بعدش رو نمی‌گیره.

انگار عینکتو تمیز کرده باشی

انگار هر دفعه روی یه قسمت زوم کنی و بفهمیش

این همه شتاب واقعا بعضی وقت‌ها کشنده است. خیلی اوقات فکر می‌کردم بخش زیادی از عصبانیتم بخاطر اینه که چیزهایی که می‌خواستم نمی‌رسم ولی هر بار که رسیدم موقتی بوده و عصبانیت برگشته نتیجه اینکه با نوشتن سعی می‌کنم دورِ زندگیمو یکم کند کنم.

قبلا آدم‌ها خیلی بیشتر مجبور بودن کارهای حوصله سر بر رو خودشون انجام بدن، جارو کشیدن، ظرف شستن، اتو کردن و…حین همین کارها وقت می‌شد فکرهایی که می‌خوان بیان و برن ولی الان همه چی شده یه فایل zip و فشرده.

این روش تا اینجا که خوب بوده و جواب داده ؛) راضیم کمتر نق می‌زنم.

فهرست