بچه مردم

خیلی دوست داشتم “بچه‌ی مردم” باشم ولی هیچوقت موقعیتش پیش نیومد

کوه

امروز بعد از ماه‌ها اراده و تصمیم، رفتم کوه‌

الان به این نتیجه رسیدم که ورزش برای بدن ضرر دارد

هر هشت ساعت یکبار تکرار شود

کله پوک

«استعداد داره»

به چه دردی می‌خوره داشتنش؟ به کار بردنش هنره و بدرد می‌خوره،

اینکه جایی باشی که ازش کار بکشی و به این “کار کشیدنه و تلاش‌کردنه” توجه بشه. احساس مفید بودن بکنی. وگرنه بی‌خودی به غرور آدم اضافه می‌کنه.

استعداد مثل چگالی می‌مونه. یعنی چگالی توانایی‌های آدم یجا زیاده. کاری که یه آدم دیگه باید دوبرابر، سه‌برابر شما انجام بده تا نتیجه بگیره، ولی شما می‌تونین زودتر و راحت‌تر نتیجه بگیرین. این میشه استعداد.

مغز پوک، استعداد رو جایگزین تلاش می‌دونه

خط استوا

بعد 4سال ژئوماتیک خوندن و مدام محاسبه طول و عرض جغرافیایی و خلاصه اثبات اینکه زمین گرد نیست، امروز وضع گرما بهم فهموند که همۀ این‌ها کشک بوده و خط استوا قابل جابه جاییه!!!

مثلا امروز خط استوا افتاد روی بوشهر و ادارات تعطیل شدن، لابد فردا پس‌فردایی هم گذرش به تهران می‌خوره.

البته ماهم توی تهران همینجوری جزغاله شدیم.

منتهی به خط استوای عزیز خواستم بگم ما اصلا مهمون‌نواز نیستیم. مردم اینجا بی‌وفان. دیدی یهو زدن کَجت کردن.

از ما به شما نصیحت استواجان. همون سرجات بمون و زندگیتو کن.

پله برقی

امروز روزِ ما نبود؛ هر چی پله‌برقی به پست‌مون خورد خاموش بود.

آزمایشگاه

امروز آزمایشگاه ازم خون گرفت، دکتره که حالمو دید، عذاب وجدان گرفته شدییید. هی دلداریش می‌دادم : عیب نداره، مرگ هر کسی یطوریه دیگه شما وسیله‌اید، منتهی سپردم به دوستای نزدیک که بعد مرگم لپ‌تابمو بسوزونن شما هم تاکید کن. وگرنه خودمو می‌سوزنن.

 

ولی شما که غریبه نیستید، یجوری خون گرفته  پشه‌ها رو می‌بینم شرمندشون می‌شم.

(به یه نیسان آبی هم سپرده بودم بار کیک ساندیس بزنه بیاد)

کروموزوم

تعداد کروموزوم درخت زیتون با تعداد کروموزوم انسان برابره. هر دوتا 46 تاست (من نشماردم)

ولی بعضی از آدما اندازه درخت زیتون ثمره ندارن. فکر می‌کنم ژن اونا با ژن سیب‌زمینی یکیه.

باور نمی‌کنین؟ گوگلش کنید.

اسمت اذیتت نمی‌کنه؟ ولی پدر منو درآورده

دوتا جا هست که اسمم اذیتم می‌کنه:

1.ماه رمضونا که هی می‌گن: «سحری چی بخوریم؟» احساس می‌کنم قراره منقرض شم.

2.یبارم چالش سحرخیزی شرکت کردم و فکر می‌کردم از اون عشاق کامپیوترم که می‌تونن سبک زندگی عادی هم داشته باشن و سحرخیز شن، اونجا هم اعضاشون از هر پنج‌تا حرف شیش‌تاش “سحر” داشت. همش مشوش بودم کی کارم داره این وقت شب