مطالب توسط سحر شاکر

در خانه بمانیم

سال پیش یعنی ۹۸، ما ۱۳ به در نرفتیم و زنده موندیم؛ هیچکدوم‌مون هم افسردگی نگرفتیم حتی سال ۹۸ با تمام سختی‌هاش هر کدوم‌مون به چیزایی که می‌خواستیم رسیدیم. روزهارو بسته‌بندی کردیم داخل هفته‌ها، هفته‌هارو بسته‌بندی کردیم داخل ماه‌ها، رفته رفته خودمون درگیر اسامی ساختگی شدیم. ۱۳ به در و تولد و این چیزا بهونه‌ی […]

محتوا خوب

یه ویدیو تد خفن ببینیم، هم خنده‌دار هم گریه‌دار. عمیق بود. دوسش داشتم. دیدن ویدیو (زیرنویس فارسی دارد.) (ممنون از آقای حامد زرندی برای پیشنهادش)

یادگیری دیجیتال مارکتینگ

برای کسایی که دنبال یادگرفتن دیجیتال مارکتینگ هستن این پست می‌تونه مفید باشه (فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها توی این روزها خودآموزیه، اینکه قلق یادگیری خودمون رو بدونیم، خیلی چیزهارو راحت تر یاد می‌گیریم.) آموزش رایگان دیجیتال مارکتینگ | مرگ بر آموزشگاه

دورکاری

اگر شما هم چند وقته بخاطر شرایط کنونی، دورکاری می‌کنید دیدن این ویدیو می‌تونه جذاب باشه. در مورد که چه فرصت‌هایی رو در اختیار شرکت‌ها می‌ده. یک تلنگریه برای این ایده که چند سال آینده خیلی از شرکت‌های بزرگ این روش رو بکار خواهند گرفت؛ چقدر خوب که بشه مهارت‌هامون رو انقدر بالا ببریم که […]

تبریکای عید

دوست دارم یکی یکی کسایی که پیامای تبریک کپی نشده برام می‌فرستن ماچ کنم (بعد کرونا، لعنت بهش) و بهشون بگم که چقدر دوستون دارم. ❤

کشمکش

دو نفر آدم، وقتی ناچارند باهم سر کنند، رنگ و رشته‌های خاص و کشمکش‌های خاصی، آن‌ها را به هم گره می‌زند. در هر حال از کشمکش- پنهان یا آشکار- پرهیز نمی‌توانند بکنند. درست مثل اینست که رشمه‌ای به دور دست‌ها، شانه‌ها، پاها و گردن‌هاشان پیچیده و هر سر این رشمه به دست دیگری باشد. بندی […]

ابهام

به شخصه از اون آدماییم که تحمل‌شون توی ابهام کمه و زود کلافه می‌شه؛ شاید خوندن این متن از محمدرضا شعبانعلی به درد این روزای مبهم بخوره: هنر ما، فرار از ابهام یا حتی توانایی کاهش آن نیست. بلکه پذیرش ابهام و زندگی در آغوش آن است. ابهام، درست مثل هوایی که تنفس می‌کنیم، اطراف […]

یک اعتراف

پیامایی که توی ایمیل میاد از دایرکت و تلگرام بیشتر می‌چسبه :) شاید بخاطر نوع نوشتنشه. توی دایرکت همش آدم دوست داره توپ رو بندازه زمین مقابل، تند تند پیام‌هارو می‌نویسه جای اینکه توی یه متن بگه. ولی خیلی اتفاقا توی ایمیل نمی‌افته.

شب، روز نیست

می‌دانم که شب مثل روز نیست؛ می‌دانم که همه چیز فرق می‌کند، موضوع‌های شب را نمی‌توان در روز بیان کرد، برای اینکه دیگر وجود ندارند، و شب ممکن است برای مردمان تنها، همین که تنهایی‌شان آغاز شد، وحشتناک باشد. وداع با اسلحه | ارنست همینگوی

محتوا خوب

سوال از دن اریلی | دلیل تمایل افراد به در رفتن از زیر کار راست میگه :/ دقیقا منم وقتایی که نمیرم پیاده‌روی